ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

657

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

نوّاب نايب السلطنه پس از چند روز توقف از محال چورس به ولايت خوى گراييد و جناب آصف الدوله و قائم‌مقام را به حضور پرنور طلبيد . ينارال پسقاويچ بعد از گذشتن نوّاب نايب السلطنه و آصف الدوله از رود ارس با اطمينان كامل در محاصرهء سردار آباد رايت شدّت برافراشت و حسن‌خان سارواصلان كه همواره اصرار در جنگ و انكار در صلح داشت و شب و روز همّت بر محارست آن قلعه مىگماشت ، از بيم جان نيم‌شبى ديوار قلعه را « 1 » شكافت و فرارا به جانب ايروان شتافت . على الصباح كه ارامنهء ساكن سردارآباد از قضيّهء روباه بازى سارواصلان آگاه شدند ، ابواب قلعه را گشوده روسيه را به دخول رهنما آمدند . پسقاويچ در روز شنبه نهم شهر ربيع الاول وارد سردار آباد گرديد و صاحب آذوقه و اندوختهء زياد [ شد ] . پس از آن‌كه آذوقهء سپاه خود را از آن قلعه فراهم آورد ، بلاتوقّف و درنگ به تسخير قلعهء ايروان روى آورد ؛ در اوّل بار [ 376 ] جعفر قلى خان مقدم كه با فوج مراغه [ اى ] از جملهء مستحفظين عمده بود ، يا از بيم جان ، يا به سبب اغواى احسان خان نادان فرار نمود ؛ ثانيا حسن خان سارواصلان كه به سبب سوء رفتار خود از اهالى قلعه نامطمئن بود ، دست اهتمام در قلعه‌دارى نگشود و از ده شبان‌روز ، روسيه از اطراف قلعهء ايروان سنگرها بستند و از شدّت باريدن مهره‌هاى آتشين تفنگ ، بنيان قرار اهل قلعه را درهم شكستند . بالاخره در شب جمعهء دوازدهم شهر ربيع الاول سنهء يك هزار و دويست و چهل و سه ، هنگام طلوع صبح صادق ، روسيهء كاذب پاى جلادت پيش نهادند و از سمت [ مسجد ] جامع ايروان ، دست قدرت به آتش فشانى گشادند . حارسين قلعه را از تردّد گلوله‌هاى آتشين پىدرپى از پشت ديوار باره ياراى سر برآوردن نبود و سارواصلان نيز دست از قلعه‌دارى كشيده و در مسجدى كه در درون قلعه از مستحدثات اوست رفته ، اقامت نمود . باب قلعهء به آن استحكام را بر چهرهء روسيان بدفرجام گشادند و كليد آن حصار استوار را به دست آن قوم بدكردار دادند . حضرت سارواصلان را با دست بسته در حضور پسقاويچ آوردند و مشار اليه را با حاجى ميرزا محمد خان مقصودلو و حمزه‌خان انزانى و ساير تبعه و لحقه محبوسا روانهء تفليس

--> ( 1 ) . ملى : - « را »